یک هفته هفت چهره؛ از امیر ژوله تا سوشا مکانی

برترین ها - ایمان عبدلی:

ژوله و حیایی یا (همیشه در صحنه ی، هفته)

یک هفته هفت چهره


دو قطبی نامبرده محصول سرکوب انرژی هایی است که از فرط محافظه کاری و عافیت طلبی در جایی رها می شود که به نظر کم خطرتر می آید، یک تاک شوی شبانه فرصت خوبی برای تهییج احساسات است، احساساتی که اگر به همین شکل و در بزنگاه ها ذره ذره رها شوند، کم آسیب تر است تا اینکه جمع شوند و به مرز انفجار برسند،اکسیر «قطب بندی» معجونی است که چندین بار به موقع تجویز شده و به خوبی موفق شده انرژی های بعدتر خطرناک را رها کند، با گوشی های مدل روز و با موهبتی به نام «هفت هشتاد» روز به روز سیاست زدایی نیروی تازه ای می گیرد.

شاید اباذری بیراه نمی گفت ما سربازان سیاست زدایی هستیم؛ نسل لوث کنندگان تمام حوزه های اجتماعی و فرهنگی، استندآپ را فقط باید در ظرف خودش سنجید، هنری که ترکیبی همگون از ایده و زبان بدن و موقعیت شناسی است که باید لحن انتقادی داشته باشد، با علم به این موضوع به هر کسی که به استاندارد ها نزدیک تر بود رای میدهیم، دوقطبی «محمد رسول الله – قندون جهیزیه»، قبلترش اخراجی ها و جدایی و نمونه های مشابه نمی تواند جایگزین کنش دیگری شود.

الف،ر یا (وقتی همه خوابیم، هفته)
یک هفته هفت چهره


می توان با تمامی حروف الفبا ترکیباتی مشابه ساخت و به نامهایی رسید که در زمینه ی تاراج ید طولایی دارند، آنهایی که به خوبی حفره های اقتصاد نفتی و وابسته را می شناسند و با «هوش سرشار» آتیه ی خود و فرزندانشان را بیمه می کنند؛ هم خانواده دوستند وهم باهوش! مورد آخر مخفف ها قرار بود رویای اتصال خط آهن ایران، ترکمنستان، قزاقستان را محقق کند؛ پیمانکاری که یک بار اوایل دهه ی هفتاد از کشور متواری می شود و بار دیگر به واسطه ارتباطاتی که با رییس دفتر دولت نهم داشته، پایش به پروژه ی ریلی هفتصد میلیون دلاری باز می شود.

از مجموع هفتصد کیلومتر پروژه نزدیک به سیصد کیلومتر سهم پیمانکار نامبرده می شود، پروژه ای که یک سال فعالیت می کند و بعد می خوابد و همچنان در خواب است، فقط وقتی که خواب بودیم حدود 220 میلیون دلار در جیب «الف،ر» گم می شود، این روزها را نمی دانیم در کجای دنیا سپری می کند اما یادش با ماست، تا اینجایش را داشته باشید اتفاق دیگری که در حاشیه ی این اتفاق کمرنگ جلوه داده شده، تغییر مسیر ریل هاست، فشار هایی که از مرکز گلستان ریل را از گنبد کاووس دور کرده و در خاک نامطمئن حاشیه ی گرگان گنجانده؛ سال 88 ظاهرا فرصت خوبی برای بستن قراردادهایی از این دست بوده است.

علی اکبر ناطق نوری یا( پیر اصولگرای ، هفته)
یک هفته هفت چهره


ناطق نوری از جمله مردانی است که در کسوت اعتدال، در زمانه ی افراطی ها می درخشد و وجودش برای فضای سیاسی کشورغنیمتی است، مردانی که مبارزه را با گوشت و استخوان لمس کرده اند و آنقدر فراز و نشیب دیده اند که می دانند چه روزی و چگونه حرف بزنند؛ نشست صمیمی روحانیون آذربایجان شرقی و حرف های ناطق نوری: «از زمان ناصرالدین شاه تا زمان دولت خاتمی به اندازه هشت سال دولت گذشته نفت فروخته نشد و در حالی که در تمام سال های قبل نفت 500 میلیارد دلار فروخته شد.

اما در دولت گذشته 700 میلیارد دلار نفت فروخته شد»، نطق ناطق در میان هم لباسانش باز شده بود و از نفت ده دلاری دوران رفسنجانی گفت، دورانی که به زعم او زیرساخت ها هم ساخته میشد، اما در دولت گذشته امور جاری هم با مشکل مواجه میشد. ناطق از یارانه ها هم گفت؛ از ماهی و ماهیگیری و از اینکه کاش ماهی نمی دادیم و به تب مصرف گرایی در روستاها دامن نمی زدیم که حالا هر روز خالی و خالی تر شوند؛ حرف هایی که ناطق را هر لحظه از اصولگرایان دورتر خواهد کرد ، همان هایی که نطق های ناطق را مصلحت نمی دانند، سالهااصولگرایی از ناطق مردی نزدیک به اصلاحات ساخته است.

سوشا مکانی یا (جنجالی، هفته)
یک هفته هفت چهره


برداشت یکم:
بازی پرسپولیس و استیل آذین بر سر یک اوت دستی ورزشگاه ملتهب می شود؛ درگیری میان دروازه بان جوان استیل آذین و علی دایی، آن روزها سوشا خیلی شناخته شده نبود، اما در تیمی توپ می زد که مملو از پرسپولیسی های رانده شده بود، تیمی که قرار بود آلترناتیو پرسپولیس باشد که البته فرجام خوبی نداشت، از آن روز چشمان گربه ای دروازه بان خوش استیلی یادمان می آید که موفق شد خودش را در روز پر ستاره ی آزادی مطرح کند.

برداشت دوم: دربی تهران و پرسپولیسی که در اوج بحران در بازی برگشت هم موفق شد رقیب سنتی را شکست دهد؛ سوشا چند واکنش خوب داشت و پرسپولیس بدون گل خورده دربی را فتح کرده بود؛ سوشا باید بیشتر دیده میشد، انتهای بازی و شش انگشتی که برای هواداران تکان داد، دوباره سوشا را وارد جنجال کرد و البته در صدر بازی نشاند. از آن روز شش انگشت دروازه بان خوش استیلی یادمان می آید که خودش را بر صدر نشانده بود.

برداشت سوم: پرسپولیس و ملوان در جام حذفی و داوری که کمی بی رحمانه کارت هایش را خرج می کرد، پرسپولیس بحران زده و خالی از ستاره و دروازه بانی که با خروج هایش و نوع رفتارش می خواهد بر صدر بشیند و از هوادار دلبری کند، اما گاها اسباب زحمت می شود، از آن روز بد اخلاقی افسار گسیخته ی دروازه بانی یادمان می آید که حیف است با این همه استعداد راه نیکبخت و مجاهد و..دیگران را برود، نبوغ و دیوانگی همسایه ی هم هستند، با سرکوب سوشا هم خودش تلف می شود هم فوتبال یک دروازه بان آماده از دست می دهد.

کیانوش جهانبخش یا (جیگردار، هفته)
یک هفته هفت چهره


کیانوش جهانبخش عضو شورای شهر بندرعباس در اقدامی جالب توجه و با هدف اعتراض به ورود بی رویه فاضلاب به دریا در این شهر،‌ خودش را در مقابل یکی از کانال های اصلی ورود فاضلاب به دریا قرار داد تا به این روش اعتراض خود را نشان دهد.حرف هایش را مرور می کنیم: «‌12 سال است که شرکت آب و فاضلاب بندرعباس،‌ پساب فاضلاب این شهر را به دریا می ریزد و نمی دانم که کدام قانون این کشور به این شرکت اجازه چنین اقدامی و تخریب این چنینی زیست محیط بندرعباس را می دهد».

جهانبخش به فاصله یک ساعت پیش از جلسه شورای شهر خود را در برابر یکی از کانال های واریز فاضلاب بندرعباس به دریا قرار داد و از آن جا نیز با همان لباس ها راهی جلسه علنی شورای شهر شد، حداقل فایده اینکه توجه همه را به مسیر غلط فاضلاب بندرعباس جلب کرد. در حقیقت آقای جهانبخش خودش را تبدیل به رسانه کرد و با یک تیر دو نشان زد؛ حالا هم مشکل فاضلاب بندرعباس مطرح شده و هم نام کیانوش جهانبخش. شاید اگر ساختارهای مناسبی حکمفرما بود، این اقدام خودسرانه تلقی میشد، اما در این فضا ظاهرا چاره ای جز این نیست.

مدیران صدا و سیما یا ( گل به خودی، هفته)
یک هفته هفت چهره
سیمای جمهوری اسلامی ایران روزهای عجیبی را می گذراند در حالی که در آن سوی مرزها تلویزیون های رنگارنگ از تمام ابزار جلب مخاطب بدون هیچ محدودیتی استفاده می کنند؛ تلویزیون دولتی ایران با اقداماتی شگفت دست به خودزنی می زند، حذف برنامه 15 ساله ی فیتیله برای همیشه و پس از تعطیلی برنامه هایی نظیر: رادیو هفت، دستان، تئاتر و...شوک دیگری به مخاطب سیما بود.

مخاطبی که این روزها با عضویت در یکی از شبکه های مجازی اخبار را بدون سانسور و در لحظه دریافت می کند و خودش هر لحظه تبدیل به رسانه می شود و لایک طلب می کند را به سختی می توان پای تلویزیون نشاند و حال چه شده که تنها برنامه ی حرفه ای موسیقی حذف می شود؟ کدام نفر و با چه عقل سلیمی وزین ترین ی تصویری تلویزیون را حذف می کند، چرا و با چه مصلحتی تئاتر بازها دیگر صدایی در سیما ندارند؟ کاراکترهای محبوب کودکان جای چه کسی را تنگ کرده بودند؟ تمام بیلبوردهای شهر را هم که پر از پندهای ضد ماهواره ای کنیم و اگر گیرنده ی دیجیتال را هم به رایگان در اختیار مردم قرار دهیم، باز هم فرایند «انتخاب» کار خودش را خواهد کرد.

گفت و گو مداران یا ( صلح است ولی خیلی کم است، هفته)
یک هفته هفت چهره


تلاقی چند مناسبت در تقویم خورشیدی، پاراگراف آخر را متعلق به صلح اندیشان کرد، آغاز جنگ تحمیلی علیه کشورمان در انتهای شهریور و نام گذاری 30 شهریور به نام روز «گفت و گوی تمدن ها» و تولد فریدون مشیری و همچنین سالروز تولد آوازه خوان اصیل ایرانی: محمدرضا شجریان.

جنگی که ویرانی اش هنوز امتداد دارد و در نکبتش هر چه بگوییم کم است، چه معشوقه هایی که نگاه آخر یار را 30 سال است در حافظه ثبت کرده اند، چه پدرهایی بی فرزند، چه مادرهایی داغدار، جگر گوشه هایی روی تخت در غل و زنجیر ناتوانی، خاورمیانه ی جنگ و اختلاف، اما در سال 1379 منادی صلح شد و از گفت و گو گفت، رییس دولتی که جنگ تمدن ها را ضربه ی فنی کرد و با لباس اسلام و از تریبون ایران چهره ی رئوفی را نشان دنیا داد و در انتها آوازه خوانی که در بحبوحه ی اسلحه و خون با کلام فریدون مشیری عاجزانه خواست: « تفنگت را زمین بگذار» و اضافه کرد «برادر گر که می خواهی مرا بنشین برادروار » وصلح شاید کمی مهربانتر بودن است در جایی به وسعت شهر من، خانه ی من، محیط کار من...

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه