گفتگو با حافظ ناظری را بخوانید، بدون حاشیه!


همشهری تماشاگر - گلسا سادات بحری: خودم و امثال خودم را می گویم و لطفا به کسی برنخورد! اصولا آدم هایی هستیم که منتظر نشسته ایم (به خصوص در فضای مجازی) تا حاشیه ها را به متن تبدیل کنیم. این قدر متن این حاشیه ها در زندگی مان پررنگ و به اصطلاح دوستی، گل درشت می شود که از اصل قضیه وا می مانیم. آن وقت اگر هم به ما انتقاد کنند بهمان برمی خورد و در همان فضای مجازی زمین و زمان را مورد لطف و مرحمت قرار می دهیم. بماند...

دنیای هنر که از قضا شامل ورزش نیز هست به شدت دچار اینگونه رفتارها و حاشیه ها می شود. بزرگنمایی حاشیه ها سرگرم کننده است اما اصل نیست. گویا حافظ ناظری هم در برخی از این نکات با من هم عقیده است. او هم معتقد است ما در ورزش ایران، مرد عمل نیستیم. لطفا متن زیر را بدون حاشیه بخوانید.

جریان فارسی صحبت کردن زلاتان چی بود؟

- جریان خاصی نیست. با دوستان جایی بودم که زلاتان هم در آنجا حضور داشت. ما را به هم معرفی کردند. دوست من با شوخی به او گفت من سوپراستار موسیقی ایران هستم. او هم تا این موضوع را شنید به فارسی به من گفت «سلام، حالت چطوره؟»؛ شایدم گفت «سلام، اینجا چه کار می کنی؟» خوب یادم نیست، اول فکر کردم اشتباه می شنوم. با تعجب گفتم «چی؟!» و دوباره جمله اش را تکرار کرد. البته فکر می کنم چون چندی قبل از اینکه زلاتان را ببینیم بازی سوئد و ایران برگزار شده بود، او چند لغت از ایرانی ها یاد گرفته است. به هر حال همه آدم ها چند لغت از هر زبانی را بلدند.

یک گفتگوی فوتبالی با حافظ ناظری


اهل ورزش هستی؟

- اگر بشود بسیار زیاد.

چه ورزش هایی؟

- فوتبال، تنیس، شنا و اسکی.

کدام را بیشتر انجام می دهی؟

- در ایران برای کمبود وقت بیشتر شنا می کنم. در خارج از ایران اسکی می کنم. تابستان ها هم در کانادا تنیس بازی می کنم. فوتبال را هم خیلی دوست دارم اما 15 سالی هست که بازی نکرده ام.

استقلال یا پرسپولیس؟

- بارسلونا (می خندد) اما قرمز را خیلی دوست دارم.

چرا قرمز؟

- من با رنگ قرمز بسیار خوب ارتباط برقرار می کنم.

دقیقا الان حالت چطور است؟

- در فوتبال نتیجه گیری یک مسئله است و خوب بازی کردن مسئله ای دیگر. من در مصاحبه ام در روزنامه گلد گفتم که حتما پرسپولیس از جانب دروازه بان لطمه خواهد خورد. اشتباه پرسپولیس از دست دادن نیلسون بود. دوستان دیگر دروازه بان هم، دروازه بان های بسیار خوبی هستند اما نیلسون امتحان خودش را پس داده بود و من فکر می کنم این تیم نیازمند چنین تغییری نبود. پرسپولیس دچار مشکلاتی است و امیدوارم برانکو بتواند تحولی در این تیم ایجاد کند.

یک گفتگوی فوتبالی با حافظ ناظری


با نیلسون هم از نزدیک آشنایی داری؟

- نه، اصلا.

می دانستی نیلسون آهنگ های شما و پدر را گوش می دهد؟

- چه جالب؛ نه، برایم خیلی جالب است.

روزنامه یا ورزشی هم می خوانی؟

- داخل ایران نه ولی به خواندن روزنامه های ورزشی علاقه دارم و دوست دارم آنها را دنبال کنم. من در نیویورک صبح که از خواب بیدار می شوم، سر میز صبحانه خبرگزاری های مختلف را باز می کنم و اولین قسمتی که می بینم، قسمت ورزشی است.

چه شاخه ای از ورزش را درون خبرگزاری ها دنبال می کنی؟

- فوتبال و البته تنیس. اصولا ورزش تنیس اتفاقات کمی را به دنبال دارد اما فوتبال را به شدت دنبال می کنم، به خصوص فوتبال ایران و اروپا. تمام بازی های بارسلونا را هم نگاه می کنم.

با این همه علاقه چرا 15 سال است که فوتبال بازی نکردی؟

- داخل نیویورک زمین فوتبال به شکل طبیعی وجود ندارد. بیشتر هندبال رواج دارد. البته به خاطر حرفه ام و به خاطر اینکه ساز می زنم نباید زمین بخورم. از این بابت هم نگران هستم که بازی نمی کنم چون زمین خوردن تاثیر زیادی روی دستم می گذارد.

دوست داشتی ستاره ورزشی شوی؟

- باور کن اگر می توانستم ستاره ورزشی شوم، چرا که نه. آدم ها گاهی همان کاری را انجام می دهند که دوست دارند. در این صورت ستاره شدن یا نشدن زیاد فرقی نمی کند. مهمترین قسمت زندگی لذت بردن از آن است نه ستاره شدن اما ورزش واقعا اتفاق خاصی است. همین که ورزش می کنی، ماهیچه هایت با تو حرف می زنند. برای مثال تا به حال به ماهیچه ذوزنقه ای بالابر کتفت فکر کرده ای؟ همین حالا فکر کن! وقتی ورزش می کنی تمام این ماهیچه ها با تو حرف می زنند و صدایشان را هم با گرفتگی و درد عضلانی می شنوی.

یک گفتگوی فوتبالی با حافظ ناظری


این دیدگاه متفاوت نسبت به هر چیزی موجب آزارت نشده؟

- چرا؛ دقیقا برای این موضوع همیشه از من انتقاد می کنند. من وجودم اینگونه است. دیدگاه یک عامل بیرونی است که از درون هر انسانی شکل می گیرد، مثل هر شاعری که شعر حاصل احساسات درونی اوست. مولانا می گوید: «شعر چه باشد بر من تا که از آن لاف زنم/ هست مرا فن دگر غیر فنون شعرا» این یعنی چشمه درونی مثل آتش فشان می جوشد. انسان گوشه ای از احساساتش را با شعر بیان می کند. این دیدگاه من نیست که متفاوت است، گاهی آدم ها می خواهند دید متفاوت داشته باشند اما گاهی از درون متفاوت اند و این دیدگاه پنجره کوچکی به دنیای بیرون می شود.

برگردیم به ورزش؛ بعد از جریان زلاتان حرف و حدیث زیاد بود.

- فقط زلاتان نیست، من با خیلی از آدم ها در عالم ورزش آشنایی دارم. راستش قبل از هر قضاوتی باید فکر کنیم. من قبلا هم با ورزشکاران و هنرمندان زیادی برخورد داشته و با آنها عکس یادگاری گرفتم؛ مثل پائولو مالدینی، دل پیرو و خیلی های دیگر. گاهی اوقات شما صبح از خواب بیدار می شوید و می بینید شخصی با یک هنرمند مشهور یا یک ورزشکار عکس گرفته است. این موضوع می تواند تردیدبرانگیز باشد اما برای من که سابقه این نوع رفتارها را دارم این تردید وجود ندارد. در هر صورت هر کاری که من انجام دهم نه امروز بلکه تا زمانی که در ایران هستم حاشیه ساز و چالش برانگیز خواهد بود.

یک عکس ساده که این حرف ها را ندارد. هر کسی عکس زلاتان را می بیند فکر می کند زلاتان خواهش کرده تا با من عکس بگیرد. اساسا زلاتان انسان عصبی و پرخاشگر است و در این عکس او لبخند دارد و من کاملا جدی ایستاده ام، شاید همین موضوع موجب حساسیت های زیادی روی این عکس شده باشد. با این حال از امروز شما بدانید که من قرار است به نوکمپ بروم و اگر با مسی عکسی گذاشتم، تعجب نکنید. اصولا در نیویورک و شهرهایی نظیر آن کم پیش می آید داخل یک کافه و رستوران هنرمندان، ورزشکاران و حتی آدم های بزرگ را نبینید. اصلا آمریکایی ها یک ضرب المثلی دارند که می گوید: «اگر بتوانید یک هفته در نیویورک زندگی را تحمل کنید، در همه جای جهان می توانید راحت زندگی کنید.» آنجا خرج زندگی خیلی بالاست و برای همین بیشتر مختص آدم های خیلی مشهور یا خیلی موفق است. رقابت در آنجا بسیار زیاد است. خیلی طبیعی است که در آنجا تصادفا با این آدم ها برخورد کنید.

کدام فوتبالیست را دوست داری؟

- مطمئنا علی کریمی. علی کریمی هم نابغه بود، فقط باید از او درست حمایت می شد. معتقدم اگر از علی کریمی حمایت می کردند یکی از نابغه های فوتبال جان می شد. علی دایی و مهدوی کیا هم فوتبالیست های بسیار خوبی هستند. چند بازیکن جدید هم هستند که باید به آنها توجه کرد مثل امید عالیشاه. من تعجب می کنم چرا کی روش از او به تیم ملی دعوت نمی کند. امیر صادقیان هم اگر کنترل شود، واقعا آینده دار است و نبوغ مختص فوتبال را دارد.

در خانواده هم کسی اهل ورزش هست؟

- ورزش در سطوح بالاتر به هنر تبدیل می شود و هر ورزش در سطوح بالاتر به هنر تبدیل می شود و هر کسی از دیدن آن لذت می برد. هر خانواده ای جذب این نوع زیبایی و هنر می شود.

یک گفتگوی فوتبالی با حافظ ناظری


در دوران کودکی در کوچه فوتبال بازی می کردی؟

- بسیار زیاد. در آن موقع ها بازیکن مورد علاقه ام عابدزاده بود چون قدم بلندتر از سایرین بود و موها و چشم هایم سیاه بود، دوستانم می گفتند شبیه عابدزاده هستم. در آن زمان دروازه بانی می کردم و فوروارد هم بازی می کردم. یادم هست که سفارش داده بودم و برایم تیر دروازه با تور درجه یک ساخته بودند. همیشه چند دستیار داشتم و هر روز ساعت یک به بعد به دوستانم خبر می دادم، تیر دروازه را می آوردند و داخل خیابان می بستیم. در خانه همسایه ها را می زدیم و بچه هایی که فوتبال بازی می کردند را از خواب ظهر بیدار می کردم. از ساعت 2 بعدازظهر تا هشت شب فوتبال بازی می کردم و در نهایت خاکی و زخمی به خانه برمی گشتیم.

کدام محله بودید؟

- خیابان آپادانا.

پنجره کسی را هم شکستید؟

- هزاران بار. چقدر توپمان درون خانه های مردم افتاد.

توپ تان را هم پاره می کردند؟

- چند بار. ما پسرها با فرهنگ فوتبال بازی کردن بزرگ شده ایم.

یک گفتگوی فوتبالی با حافظ ناظری


به عنوان کسی که گاهی از بیرون به ورزش ایران نگاه می کند، نظرت چیست؟

- ما در ورزش ایران خیلی حرف می زنیم و عمل نمی کنیم. باید بدانیم انسان ها واقعیت ها را می فهمند.

به همین شهرتی که داری راضی هستی؟

- من شهرتی ندارم و برای پیدا کردن آن دست به هر کاری نمی زنم و جلب توجه نمی کنم. ما می توانیم به سادگی شهرت پیدا کنیم، بدون اینکه کارهای عجیب و غریب کنیم.

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه